تبليغاتX
دلتنگی های پیکسلی

دلتنگی های پیکسلی

دلمشغولی های کاوه بغدادچی

 

   پیشنهاد می کنم این مطلب را تا آخر بخوانید. نه بخاطر اینکه خودم ترجمش کردم بلکه بخاطر اینکه شاید و فقط شاید باعث شود تا زندگی و شادی را بهتر بشناسید. اگر هم حوصله من و دل مشغولی هایم را ندارید شما را بخدا حداقل بند آخرش را بخوانید تا بدانید این متن اصلا از کجا می آید و فلسفه اش چیست.

    " امروزه زندگی بهتر با بهره گیری از علم ممکن است. در طول حدود هفتاد سال گذشته پژوهشگران تحقیقات زیادی روی مردم شاد و ناشاد انجام داده اند و اکنون تعدادی فاکتور را که موجب این تفاوت - یعنی شاد یا شاد نبودن برخی مردم - می شود دسته بندی کرده اند. اینجا ما فقط به ده فاکتور اول اشاره می کنیم که بیشترین تاثیر را دارند. پیش از شروع توجه کنید که این فاکتورها از نظر ترتیب به صورت رندوم و بدون احتساب درصد تاثیرگذاری ذکر می شوند. البته دانشمندان همگی بر این نکته پای می فشارند که  حدود ۵۰ درصد خلق و خوی انسان ها به ژن های آنان ( عامل چهارم این نوشته ) بستگی دارد و  ۹ عامل دیگر مسئول ۵۰ درصد باقیمانده هستند. 

  ۱. ثروت

    پول و ثروت می تواند تا اندازه ای موجب شادی انسان ها شود. اما بمحض اینکه شما آنقدر پول داشته باشید تا از عهده مسکن و خوراک و پوشاکتان برآیید هر یک دلار اضافه ای که بدست می آورید تاثیر کمتر و کمتری بر شما خواهد داشت. هر کجا و هر زمان که نگاه کنید دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که بطور میانگین ( و نه کلا ) مردم ثروتمند شادترند. اما ارتباط بین پول و شادی بسیار پیچیده است. در نیمه اول قرن بیستم میانگین درآمد مردم در کشورهای صنعتی بشدت رو به رشد گذاشت ولی تحقیقات نشان داد که سطح شادی مردم همچنان ثابت بود. بعبارت دیگر وقتی نیازهای اولیه شما تامین می شود پول و ثروت بیشتر، تنها در صورتی شما را شادتر خواهد کرد که از دوستان و همسایگان و همکارانتان بیشتر داشته باشید. یک استاد اقتصاد دانشگاه کاونتری انگلیس معتقد است که پول اعتبار اجتماعی برای دارنده اش به ارمغان می آورد و اعتبار اجتماعی چیزی است که باعث می شود مردم از زندگیشان احساس رضایت کنند. این مسئله شاید بتواند به درک این مطلب کمک کند که چرا کسانی که می توانند این اعتبار اجتماعی را از راه های دیگری بدست آورند - مثل دانشمندان یا هنرمندان - ممکن است حتی با خوشحالی و رضایت تمام انجام کارهایی را بپذیرند که درآمد چندانی ندارند. ( یعنی ممکن است مثلا یک هنرپیشه بازی در نقشی را بپذیرد علیرغم اینکه دستمزد بازی در آن نقش بسیار کم است ولی چون می داند که ایفای این نقش برایش اعتبار و شهرت اجتماعی به ارمغان می آورد دستمزد پائین را نادیده می گیرد. ) 

۲. آرزوها و خواسته ها

   شما به چه مقدار مادیات نیاز دارید تا احساس خوبی داشته باشید ؟ در دهه ۱۹۸۰ یک استاد بازنشسته دانشگاه پرنس جرج از ۱۸۰۰۰ دانشجو در ۳۹ کشور جهان خواست تا میزان شادی خود را بر حسب یک مقیاس عددی رتبه بندی کنند. سپس از آنها خواست تا بگویند اکنون در زندگیشان چقدر به چیزهایی که می خواسته اند نزدیک شده اند. او از این پاسخ ها نتیجه گرفت که هر چه مردم آرزوهایشان - نه فقط برای پول بلکه برای دوست، خانواده، شغل، سلامتی و سایر مسائل - از مرز داشته های اکنونشان دورتر می شد پتانسیل کمتر شاد بودن در آنها مشهودتر بود، نسبت به کسانی که اختلاف آرزوهایشان با داشته هایشان کمتر بود. تاثیر میزان این اختلاف در شاد بودن افراد حتی پنج برابر میزان تاثیرگذاری درآمد است. ( یعنی هرچه اختلاف ایده آل ها با داشته ها کمتر باشد انسان شادتر خواهد بود. ) و این شاید دلیلی باشد بر این نکته که چرا بیشتر مردم حتی با افزایش درآمدشان ممکن است غمگین تر هم بشوند. اغلب انسان ها معمولا بجای اینکه خواسته هایشان را ارضا کنند دائما بیشتر و بیشتر می خواهند. در تحقیقی که طی دو دهه گذشته در آمریکا انجام شد از مردم خواسته شده بود لیستی بنویسند از دارایی های مادی که بنظرشان برای یک زندگی خوب لازمند. نتیجه این شد که هر چه مردم در زندگیشان مادیات بیشتری داشتند لیستی که نوشته بودند طولانی تر بود. پس زندگی خوب همچنان دور از دسترس باقی ماند. ( لطفا به تفاوت مادی با مالی توجه کنید. ) 

۳.  هوش 

  تئوری ای وجود دارد که معتقد است افراد باهوش شادترند ولی آزمایشات و تحقیقات اندکی برای اثبات این مدعا انجام شده است اما همین آزمایشات اندک همگی تایید کرده اند که هوش تاثیری در شاد بودن انسان ها ندارد. این حرف شاید در ابتدا کمی شگفت آور باشد چون مردم باهوش معمولا سهم بیشتری از دنیا بدست می آورند و هر که ثروتمندتر باشد باید شادتر هم باشد. برخی پژوهشگران معتقدند که چون افراد باهوش انتظارات بالاتری از زندگی دارند بنابراین با دستاوردهای پایینتر از سطح ایده آل هایشان ارضا نمی شوند. یک استاد روانشناسی دانشگاه ایالتی ایلینویز آمریکا اضافه می کند که شاید شما در یک تست هوش رتبه بالایی کسب کنید و این یعنی دانش لغت و شناخت شما از اشیا بالا است ولی این رتبه بالا کمکی به توانایی شما در برقراری ارتباط موفق با مردم نمی کند. بنظر این استاد روانشناسی این داشتن هوش اجتماعی است که در شاد بودن افراد تاثیر دارد نه صرفا هوش و ذکاوت.

۴. ژنتیک

   آیا برخی از مردم شاد یا غمگین به دنیا می آیند ؟ یک متخصص ژنتیک رفتاری در دانشگاه مینه سوتا معتقد است که احساسات ما در هر لحظه از زندگیمان تابعی از دو فاکتور است. نیمی از آن نتیجه رویدادی است که در آن لحظه از زندگی ما رخ داده است و نیمی دیگر تابع یک حد معین شادی در انسان هاست. این حد معین شادی که در افراد متفاوت است بیش از ۹۰ درصد به ژنتیک فرد بستگی دارد و همه انسان ها مدتی پس از وقایع دراماتیک یا شاد زندگی سطح شادیشان دوباره به همین حد معین باز می گردد. این درست است که حد معین شادی در انسان ها تا حد زیادی تابع مسائل ژنتیکی است ولی اینکه سطح شادی ما در بیشتر اوقات زندگی بالاتر یا پایینتر از این حد باشد بیشتر به احساسات خوب ما و تربیت خوب ما باز می گردد. این دانشمند ژنتیک کشف کرده است که بین ۴۴ تا ۵۵ درصد سطح شادی افراد در زندگیشان به تفاوت های ژنتیکی بستگی دارد. در حالیکه سهم عواملی مثل درآمد، مادیات، مذهب و آموزش و تحصیلات در شادی افراد تنها ۳ درصد است. تحقیقات نشان می دهد افراد برون گرا نسبت به بقیه مردم شادتر و نسبت به افراد درون گرا بسیار شادترند. دانشمندان به این نکته هم رسیده اند که اگر مردم در مود ( Mood ) خوبی قرار داده شوند اجتماعی تر می شوند. یک استاد دانشگاه کنتاکی آمریکا نشان داد که مردم پس از دیدن یک فیلم شاد، خوش برخوردتر و خوش صحبت تر می شوند تا زمانیکه فیلمی غمگین دیده باشند. حداقل هنوز از نظر تئوری این امکان وجود دارد که اگر فردی بطور ژنتیکی حد معین شادی پایینی دارد بتواند خودش این حد را تا حدودی افزایش دهد.

۵. زیبایی

  ابتدا اخبار بد : افرادی که زیبا به نظر می رسند واقعا شادتر هستند. در تحقیقی از مردم خواسته شد تا نظرات خود را در مورد میزان شادیشان با توجه به خصوصیات ظاهریشان رتبه بندی کنند و نتیجه این بود که تاثیری کم ولی بسیار مثبت و موثر وجود دارد بین جذابیت های فیزیکی و اینکه فرد حداقل خودش، خودش را فردی شاد بداند. شاید توضیحش این باشد که زندگی با افراد زیبارو مهربانتر است یا شاید هم  قضیه بیشتر از اینهاست: اکثر قریب به اتفاق صورت هایی که زیبا توصیف می شوند بسیار متقارن هستند و شواهدی علمی وجود دارد که ثابت می کند تقارن در بدن افراد نتیجه داشتن ژن های خوب و سیستم ایمنی سالم است. بنابراین شاید مردم زیبارو شادترند چون سالمترند. البته اگر انسانی خودش هم خودش را زیبا بداند اگرچه واقعا هم زیبا نباشد، ولی در این حالت هم می تواند به شادی ناشی از زیبایی دست یابد. پژوهش ها نشان می دهد که زنان معمولا از این می ترسند که چاق بنظر آیند و مردان از این نگرانند که ضعیف جلوه کنند. " 

 

پی نوشت :  تمامی مطالبی که در ( ) نوشته شده اند توضیحات اضافی بنده می باشند برای فهم بهتر مطلب و بخشی از متن اصلی نیستند. دیگه خسته شدم. پنج مورد موثر دیگر باشد برای پست بعدی. فعلا با همین ها شروع کنید !!!

منبع : بخشی از بهترین خاطرات زندگی من مربوط به دوران تحصیلم در کانون زبان ایران است. جاییکه خیلی خوب به من اعتماد به نفس داد جاییکه خیلی چیزها یاد گرفتم جاییکه همیشه عاشق کتاب هایش و بخصوص Reading های بلندش بودم و شاید به جرات بگویم تنها کلاس هایی بودند که هیچ وقت از آنها فرار نکردم و برایشان کم نگذاشتم جاییکه همیشه صدرنشین بودم و اعتبار اجتماعی زیادی داشتم جاییکه همیشه سر امتحان فاینال بچه ها سر و دست می شکستند که نزدیک من بنشینند در نتیجه جاییکه بیش از هر جای دیگری پی بردم که انسان خسیسی هستم !!!! جائیکه بسیاری از بهترین اساتید زندگیم را دیدم. از Reading های کانون خیلی زیاد یاد گرفتم و الان که فکر می کنم می بینم بخش بزرگی از جهانبینی این روزهای من ناشی از همین Reading هاست. من عاشق روانشناسیم و این Reading ها اکثرا پر از نکات ریز و ناب این علم مورد علاقه من بودند. بعد از این شاید تعداد بیشتری از این Reading ها را ترجمه کنم. توصیه دوستانه من این است که اگر خودتان یا هر کدام از آشنایانتان قصد یادگیری انگلیسی دارید از کانون شروع کنید بخصوص شعبه جم یا سهروردی که  بهترین اساتید کانون آنجا مشغولند و حتی بازرسان سختگیر و ممتحنان همه مدارک کانون در سراسر ایران هم همین اساتید هستند. آخ که چقدر دلم برای صبح های آفتابی طبقه ششم ساختمان جم تنگ شد. ببخشید اینهمه را نوشتم تا بگویم این متن بالایی ترجمه یکی از همین Reading ها بود !!! 

+ نوشته شده در  جمعه 13 اردیبهشت1387ساعت 6:50 PM  توسط کاوه بغدادچی  | 

 
هرگونه استفاده از نوشتار و عکس های این وبلاگ بدون اجازه کتبی از صاحب آن در نشريات چاپی و اينترنتی ، حتی با ذکر نام و منبع ، ممنوع است