تبليغاتX
دلتنگی های پیکسلی

دلتنگی های پیکسلی

دلمشغولی های کاوه بغدادچی

                                 

    برای من و ده یازده نفر دیگر ریکاردو زیپولی فقط یک ایرانشناس یا عکاس عاشق ایران نیست. برای ما نام ریکاردو زیپولی یادآور خاطراتی خوش و فراموش نشدنی است. یادآور مردی مهربان و دوست داشتنی ، پربار ولی بسیار خاکی و فروتن ، یک ایتالیایی باهوش که پارسی را سلیس و با لهجه ای شیرین صحبت می کند. پروفسور زیپولی از آن آدم هایی است که وجودشان در اروپای درگیر با موج نژادپرستی امروز غنیمتی است. یک ایتالیایی عاشق ایران و فرهنگ ایرانی که از خیلی از ما بهتر و بیشتر به آداب ایرانی بودن آشناست. ما را به منزلش در ونیز دعوت کرد و بعد هم ساعت ها با حوصله راجع به ونیز و تاریخ و آداب ونیزی ها برایمان صحبت کرد و تجربه قدم زدن در خیابان های رنگارنگ این شهر رویایی را همراه با یک ایتالیایی که پارسی را بهتر از خیلی از ما می شناسد به ما هدیه کرد. شش ماه پس از آن روزهای پرخاطره دیدار دوباره او اینبار در تهران چیزی بود که بیشتر از همه خبرهای خوب اخیر به کام من شیرین آمد. زیپولی دوست داشتنی ما اینبار با کوله باری از عکس های زیبایش از ایران ، عکس هایی که حتی کیارستمی می گوید دید او را به ایران تغییر داده است ، عکس هایی که حاصل سال ها حضور او در ایران و بخصوص مناطق روستایی ایران است به موزه هنرهای معاصر تهران رفت تا بار دیگر به ما یادآوری کند در کشوری زندگی می کنیم که یکی از منحصر بفردترین و متنوع ترین مناظر طبیعی دنیا را دارد. کشوری که قدرش را نمی دانیم.

   موزه هنرهای معاصر تهران ، یکی از خاطره انگیزترین نقاط شهر تهران است. کیست که حداقل داعیه هنردوستی داشته باشد و تاکنون پا به این ساختمان خاطره ساز نگذاشته باشد و از دیدن راهروها و گالری های پیچ در پیچ و معماری زیبای کامران دیبا و سکوت اندیشه ساز این موزه لذت نبرده باشد. حالا اگر موزه ای با داشتن تمام این زیبایی های دوست داشتنی محلی شود برای نمایش عکس های زیبای یک دوست ایتالیایی دوست داشتنی و همچنین محلی برای دیدار دوباره با دوستان و اساتید بزرگ دیگری که هر کدامشان یادآور دوران زیبایی از زندگی پر فراز و نشیب آدمی مثل من باشند دیگر فقط یک موزه خاطره انگیز نیست  و حالا دیگر می تواند یک بمب انرژی زا هم باشد. بد نیست اگر فرصتی دست داد تا سی فروردین ۸۷ سری به موزه هنرهای معاصر تهران بزنید و از مجموعه عکسی که اگر کمی روند انتخاب لیبرال دمکراتتری داشت بهتر از این هم می توانست باشد ، بازدید فرمایید. بویژه عکس های زیبای زیپولی از طبیعت و زندگی ایرانی و همچنین عکس های محمدرضا جوادی ، عکاس/ معمار ، از شهر بم و گنجینه ای از عکس های عکاسان خارجی متعلق به آرشیو موزه هنرهای معاصر که پس از مدت ها به نمایش در آمده اند قطعا ارزش اندکی صرف وقت را دارند. چشم درون شاید و شاید فقط مجالی باشد و مکانی برای فرار از سرمای خشک این روزهای تهران و پیاده روی در راهرو های گرم هنر.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 اسفند1386ساعت 8:50 PM  توسط کاوه بغدادچی  | 

 
هرگونه استفاده از نوشتار و عکس های این وبلاگ بدون اجازه کتبی از صاحب آن در نشريات چاپی و اينترنتی ، حتی با ذکر نام و منبع ، ممنوع است