تبليغاتX
دلتنگی های پیکسلی

دلتنگی های پیکسلی

دلمشغولی های کاوه بغدادچی

 

    پنجره خانه ای در فلورانس ایتالیا

مرا می بینی و هر دم زیادت می کنی دردم    ترا می بینم و میلم زیادت می شود هر دم / ز سامانم نمی پرسی نمی دانم چه سر داری؟     به درمانم نمی کوشی نمی دانی مگر دردم؟ / نه راهست این که بگذاری مرا بر خاک و بگریزی    گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم / ندارم دستت از دامن بجز در خاک و آن دم هم     که بر خاکم روان گردی بگیرد دامنت گردم/ فرو رفت از غم عشقت دمم دم میدهی تا کی؟     دمار از من بر آوردی نمی گویی برآوردم / شبی دل را بتاریکی ز زلفت باز می جستم    رخت می دیدم و جامی هلالی باز می خوردم / کشیدم در برت ناگاه و شد در تاب گیسویت  نهادم بر لبت لب را و جان و دل فدا کردم / تو خوش می باش با حافظ برو گو خصم جان می ده  چو گرمی از تو می بینم چه باک از خصم دم سردم 

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 مهر1386ساعت 6:36 PM  توسط کاوه بغدادچی  | 

 
هرگونه استفاده از نوشتار و عکس های این وبلاگ بدون اجازه کتبی از صاحب آن در نشريات چاپی و اينترنتی ، حتی با ذکر نام و منبع ، ممنوع است