تبليغاتX
دلتنگی های پیکسلی

دلتنگی های پیکسلی

دلمشغولی های کاوه بغدادچی

                                                  کاش پوستر یه  کم بالا تر بود!

 

                                                 استاد توسلی

 

                                                         پوستر مراسم

      وقتی دکور مراسم آنقدر بد باشه که نشه حتی یک کادر با background یکنواخت بست ، وقتی شلوغی در خدمت محتوا نیست ، وقتی به هزار و یک دلیل حق یا بهتر بگم اجازه عکاسی از حاضرین جالب سالن رو نداشته باشی ، وقتی از برگزاری مراسم تا چند دقیقه پیش از شروع آن مطمئن نباشی و در نتیجه نتونی فرد اسم و رسم داری رو دعوت کنی تا به اندازه چند فریم عکاس رو سرگرم کنه ، وقتی سیستم صوتی سالن خیلی زود ایرانی بودن مراسم رو اثبات می کنه بطوریکه حضار بجای گوش دادن به شعرخوانی تمام توجهشون به عکاس و حاشیه ها معطوف می شه ، وقتی نور سالن با چنان سرعت شگفت انگیزی برای شعرخوانی و بعد سخنرانی و نواختن موسیقی تغییر کنه که حتی مجال نورسنجی نداشته باشی ، وقتی به هزار و یک دلیل دیگه مجبوری از خیر بعضی عکسات بگذری و تازه آخر مراسم هم کارت حافظه دوربینت رو می گیرن تا عکس هایی رو که در این شرایط گرفته ای جایی منتشر نکنی!!!! یه آماتور مثل من چکار باید بکنه؟خیلی با خودم کلنجار رفتم از خیر نمایش این عکس ها بگذرم ولی نشد.حیفم اومد حداقل این چند تا رو هم نمایش ندم.

    همه اینها رو ننوشتم تا بگم مدیریت مراسم ضعیف بود.اینها رو نوشتم که بگم حتی وقتی خیلی ها و خیلی چیزها حتی سیستم صوتی دست به دست هم میدن تا مراسمی که تنها قصدش یاداوری هشتادمین سالروز تولد شاعری بزرگ است برگزار نشود ، عشق چند دانشجوی عاشق دست خالی و محبت و لطف بی پیرایه چند استاد ادبیات و موسیقی که حضور فروتنانه شان را به مراسمی ساده هدیه کردند ، می تونه اولین تجربه یک گردهمایی درخورتوجه در دانشگاهی نوپا را رقم بزند.اگر توانایی سیستم صوتی سالن حتی در حد یک VCD ساده خانگی هم نبود ، اگر کل دکور مراسم بیشتر از چند هزار تومان خرج برنداشته بود ، اگر هیچکدام از مسئولین دانشگاه به مراسم نیامده بودند ، اگر عدم حضور یک مجری کار بلد مراسم رو آزار می داد ، اگر حتی من حقیر برای عکاسی آن زجر زیادی کشیدم و در همان روزهایی که خنجری هم از به اصطلاح خودی ها خورده بودم، برای پس گرفتن عکس هام جنگیدم ، اگر حتی هنوزم نمی تونم چند تا از عکس ها رو نمایش بدم و چندین و چند اگر دیگر، هیچ مهم نیست.اصلا مهم نیست.مهم این است که همت چند جوان عاشق مراسمی شد ساده که به ما یادآوری می کرد این سرزمین هشتاد سال پیش در چنین روزهایی شاهد زایش بامدادش بود.سالروز طلوعت مبارک بامداد ایران ما....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 آذر1384ساعت 8:51 PM  توسط کاوه بغدادچی  | 

 
هرگونه استفاده از نوشتار و عکس های این وبلاگ بدون اجازه کتبی از صاحب آن در نشريات چاپی و اينترنتی ، حتی با ذکر نام و منبع ، ممنوع است