۱. این دید و بازدیدهای عید جز خستگی و کسالت هیچ فایده ای نداره. یکی از رسوم مسخره و بی کاربردی است که باید مورد تجدید نظر قرار بگیره. یعنی چی که یک عده آدم که سال به سال همدیگر رو نمی بیند از صبح تا شب مثل اینکه تکلیف انجام می دهند از این خونه می روند به اون خونه و آداب ریا و تظاهر و تعارف و هزار صفت مذموم دیگر رو در حالیکه لباس های عذاب آور می پوشند بجا می آورند و آخرشم می گویند صله رحم بود احترام به بزرگتر بود سنت بود نه نمی شه نرفت اصلا وظیفه است چرا از آدم به دوری ؟! بجای اینهمه وقت تلف کردن و اضطراب و حرص و جوش حفظ سنت ها واقعا کار دیگری نمی شود کرد ؟
۲. از تمام دوستانی که لطف کردند و با فرستادن اس ام اس سال نو رو به بنده تبریک گفتند بسیار ممنونم و عذرخواهی می کنم برای عدم پاسخگویی به شیوه مشابه. چون بدلیل گرانفروشی مخابرات و شرکت در تحریم اس ام اس شب سال نو از ارسال پیامک خودداری نمودم.
۳. امسال یک حقیقت نسبتا وحشتناک رو کشف کردم. اینکه دیگر تقریبا هیچ احساسی نسبت به هفت سین ندارم. شاید امسال اولین سالی بود که سین های هفت سین رو نشمردم و حتی در چینش سفره هم کمک نکردم.
۴. پارسال تابستون تو باغچه خونه مادربزرگم سه تا درخت کاشتم ، هلو و توت و سیب. الانم هر سه تاشون شکوفه دادند. نمی دونید چه کیفی می کنم وقتی برگ های کوچک و سبز و شکوفه های تازه شون رو تماشا می کنم. باورم نمی شد به این زودی شکوفه بدهند.
۵. به کوری چشم بعضی ها سنتوری رو دیدم. قبول ندارم که بهترین فیلم مهرجویی است ولی بدون شک یکی از بهترین های سینمای نیمه جان این روزهای ماست. با ده دقیقه پایانی فیلم مشکل داشتم. فیلم رو شبیه سریال های نازل تلویزیونی کرده بود. بخش عمده ای از تاثیر گذاری فیلم هم انصافا بر دوش موسیقی محسن چاووشی و اردوان کامکار بود و نشانی دیگر از هوشمندی مهرجویی در بهره گیری از تمام عوامل برای آفرینش فضای تاثیرگذار. کشور ما مگر چندتا مهرجویی داره که با او چنین رفتاری می کنیم؟ سنتوری انصافا از خیلی از این بنرها و پوسترهای زشت و بدقواره ای که از در و دیوار شهرهایمان آویزان می کنیم و به اسم کار فرهنگی بسیار خام و کورکورانه جوانان را به دوری از اعتیاد تشویق می کنیم موثرتر و خوش ساختتر است. برای استاد و سنتوریش هم خوشحالم و هم غمگین.
۶. از این سبک تغییرات استقبال می کنم اگرچه هنوزم قصه کوبا قصه پر غصه ایست ولی تغییرات آرام رو به انقلاب آنارشیستی ترجیح می دهم. امیدوارم ظاهری و موقتی و تنها برای کاهش فشارهای نهادهای حقوق بشر نباشد.
۷. چنانکه برای پیشنهاد موسیقی قول داده بودم برای این پست آهنگ Sacrifice رو پیشنهاد می کنم با صدای حنجره جادویی موسیقی انگلستان سر التون جان. مطمئنم خوشتون میاد. بارها امتحانش کردم. حتی مخالفان التون جان هم در برابر این آهنگ او تسلیم می شوند. آهنگ و اجرایش از خود التون جان است و مثل بیشتر کارهای وی با شعری از Bernie Taupin ساخته شده. در رده موسیقی پاپ قرار می گیرد و 5:07 مدت آهنگ است. این کار بری اولین بار در سال ۱۹۸۹ در آلبومی از التون جان به نام Sleeping with the Past انتشار یافت و نخستین آهنگ مستقل وی شد که هفته ها در صدر جدول بهترین های جهان قرار گرفت. جالب است که این ترانه بعنوان نخستین آهنگ التون جان در صدر بهترین های فرانسه هم نشست و مدت ۲۶ هفته این مکان را در اختیار داشت !